به یاد یار و دیار آنچنان بگریم زار/ که از جهان ره و رسم سفر براندازم. دلتنگ شده ام برای دوستان و یاران جانی ام که در باران به یادشان زمزمه می کنم. خوشبختانه دارند بر می گرند و شوق دیدارم هست در این شب تنهایی و خیس. کلاسها شروع شده و من با نیرویی افزون تر از همیشه راه تازه ام را آغاز کرده ام. می خوانم و می خوانم و دغدغه آگاهی دلم را آرام می کند. دوست دارم این دوره دوساله را پربار تمام کنم.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 23:27  توسط قورباغه درختي
|

