تبليغاتX
قاصد روزان ابري - رخوت بهار

قاصد روزان ابري

ارتباط همیشه یکی از موضوعات مورد علاقه من بوده کشف نکات مختلفی که در رابطه انسان با محیط و با انسان دیگر وجود دارد سر شوقم می اورد. زندگی را در همین چیزهای گاه خیلی کوچک و ریز که به چشم هم نمی آیند می بینم. خودم را می بینم که مدام در کشاکشم با اینکه خیلی چیزها در تجربه ها دریافته ام اما هنوز هم مسائل زیادی در یک رابطه برایم بغرنج است. البته نمی گویم که بد است اما سخت است تا آدمها بیایند همدیگر را بفهمند و درک کنند زمان زیادی لازم است همیشه تفاهم آسان نیست همیشه تعیین چارچوب برای دوستی آسان نیست و من این روزها خیلی فکر می کنم و درگیر این مسائل می شوم. بخصوص وقتی ضربه ای ناگهانی می خورم چیزی فراتر از یک تلنگر ساده دوستی عزیز! حالم گرفته می شود و فکر می کنم که کجای کارم می لنگد. از طرفی یک نفر دیگر که می آید و در جایگاه مقابل می نشیند و به نگاهی و حرفی و نوشیدنی ترمیم ام می کند تازه می فهمم که آبشخور روابط انسانی قاعده و قانون نیست لحظه ای است که در آن اتفاقی می افتد در جهت بهبود یا تخریب.  رخوت بهار زودتر از هرچیزی در من لانه کرده امسال. دوست دارم همینطور در یک عصر بهاری بمانم و فقط نگاه کنم و نفس بکشم بی هیچ کلمه ای حتی. گوش می کنم به صدای ماده گربه ها و شور و شوق کلاغها را می بینم چای می خورم و ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 18:3  توسط قورباغه درختي  |