و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک
دچار آبی دریای بیکران باشد....
دلم هوای کاشان را کرده آسمانش بیابان هایش و آرامش بی نظیر کوچه های خاکی اش. نمی دانم کی فرصتی دست دهد تا برویم و دیدارهایمان را تازه کنیم. در باغ فین قدم بزنیم خنکای آبشار نیاسر را حس کنیم و کنار آفتاب گردان ها عکس بگیریم و بنشینیم صدای آب را گوش دهیم. نمی دانم اما امشب هوای کاشان را دارم خانه های جادویی اش و عطر گلابش. همسر جان رفته لنگرود مراسم سالگرد دایی چه زود یک سال شد چه زود! احمد جان جای مرا هم در لیلا کوه خالی کن آخر از تو چه پنهان هوای آنجا را هم دارم.
پ.ن: آتوسا جان ممنون که سر زدی منتظر می مانیم تا افطار کنی خانوم!

